خاطرات یک سفر دوچرخه‌ای (4)

هادی ذبیحی

بعد از سيرچ به شهداد رسيديم. شهداد، شهري کویری و پر از درختان نخل، نارنج و اکالیپتوس است که پس از آن، زمین‌های مسطح دشت لوت آغاز می‌شود كه می‌توان به آن «بندر کویر لوت» گفت. نکته‌ی جالب درباره‌ی سیرچ و شهداد این است که سیرچ، روستایی است پُرآب با اقلیمی سرد و کوهستانی و در 30 کیلومتری آن، شهداد قرار دارد که در شمار‌ِ گرم‌ترین مناطق ایران است.alt

پنج‌شنبه 3/1/91: از آسیاب قدیمی شهداد و آب‌انبار حاج‌محمدتقی دیدن کردیم. ویژگی این آب‌انبار، مخزن آب فوق‌العاده بزرگ آن و شش بادگیری بود که دور تا دور آن قرار داشت. بعدازظهر راهی کمپ کویری شدیم. در راه، قلعه‌ی رموک شهداد را دیدیم که از خشت خام ساخته شده بود. از قلعه تا کمپ در دو طرف جاده، نبکاها -گلدان‌های طبیعی درخت گز- وجود داشت كه از دور، شبیه تپه‌هایی کوچک و جدا از هم به نظر می‌رسند که روی هرکدام، یک درخت گز روییده باشد. علت به‌وجودآمدن آن‌ها این است که باد به‌مرور زمان، خاک‌های نرم سطح زمین را با خود می‌برد و تنها قسمتی که دور ریشه‌های درختان گز قرار دارد، باقی می‌ماند.

شب را در كمپ مانديم. کمپ از مجموعه‌ای آلاچیق تشکیل می‌شد که به شکل گنبدی از برگ‌های نخل ساخته شده بودند. سطح زمین را ماسه‌بادی پوشانده بود و در میان تپه‌های بلندی محصور شده بود.

جمعه 4/1/91: پیش از روشن‌شدن هوا، کمپ را ترک کردیم. از کاروان‌سرای روستای شفیع‌آباد دیدن کردیم. آب روانی از وسط آن رد مي‌شد و من را به یاد قنات بلهری می‌انداخت. تا اولین آبادی که ده‌سَلم بود، 200 کیلومتر فاصله بود. دو روز را باید در کویر می‌گذراندیم كه به این منظور، 10 بطری آب‌معدنی و مقادیری خوراکی که بیشتر شامل نان و کنسرو می‌شد، برداشته بودیم. کنار کلوت‌ها توقف کردیم. کلوت‌ها کوه‌واره‌های عظیمی هستند با دیواره‌هایی عمودی از جنس ماسه‌بادي که بر اثر فرسایش باد به وجود آمده‌اند. برخلاف ظاهر عظیم‌شان، به‌راحتی می‌توان تکه‌هایی از آن‌ها جدا و در کف دست، نرم کرد. بعد از خنک‌شدن هوا، به راه‌مان ادامه دادیم. در مسیر، گروهی کویرنورد و عکاس را ديدیم. گروه مهر کویر بیرجند بودند به سرپرستی آقای «ایلکی‌نژاد». بعد از گرفتن عکس یادگاري، از هم جدا شدیم. نزدیک غروب به کلوت‌های نصر رسیدیم که پلکانی‌شکل و بسیار زیبا بودند. شب را همان‌جا ماندیم. بیم موجودات گزنده نبود، چراکه تا کیلومترها اطراف‌مان نه‌تنها آب که حتی یک بوته‌ی خار هم پیدا نمی‌شد و بنابراین هیچ چرخه‌ی حیاتی نمی‌توانست شکل بگیرد. ما تنها موجودات زنده‌ی آن اطراف بودیم!

شنبه 5/1/91: بعد از روشن‌شدن هوا، راه افتادیم. هم‌چنان اطراف‌مان دشت‌های خالی و مسطح بود. بعضی قسمت‌های مسیر توسط شن‌های روان پوشیده شده بود. جاده کاملاً خلوت بود. به‌نوبت یک نفر بادشکن می‌شد كه باعث می‌شد کم‌تر خسته شویم. هوا ابری بود و آفتاب اذیت‌مان نمی‌کرد ولی هرچه به ظهر نزدیک می‌شدیم، باد شدت می‌گرفت که گاهی مشکل‌ساز می‌شد. پیش از تاریک‌شدن هوا، به روستای ده‌سَلم رسيدیم. آن روز 120 کیلومتر رکاب زدیم، بیشترین مسافتی که در طول این سفر در مدت یک روز طی کرده بودیم.


نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب پربازدید امسال

مطالب اخیر

درباره ما

 

هفته نامه‌ي اجتماعي، سياسي « طلوع خراسان »

ﺻﺎﺣﺐ اﻣﺘﯿﺎز و ﻣﺪﯾﺮﻣﺴﺌﻮل: اﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺷﻮﺷﺘﺮي

دفتر مرکزی: خراسان جنوبي - قاین - خ امام رضا (ع) - جنب بانک کشاورزی مركزي

ایمیل: tolueqaenat[at]yahoo.com

صندوق پستی: 156

دفتر تحريريه: 32525090

دفتر تبليغات: 32531234

ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ اﻧﺤﺼﺎري ﭘﺬﯾﺮش ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت در اﺳﺘﺎن ﺗﻬﺮان: ﺷﺮﮐﺖ ﻧﺸﺮ ﺑﯿﻠﺒﻮرد ﻋﺮش ﻃﻼﯾﯽ ﮐﯿﺶ 88546630


***


* «ﻃﻠﻮع خراسان» نشريه‌اي ﻣﺮدﻣﯽ اﺳﺖ و ﺑﻪ ﮔﺮوه ﯾﺎ ارﮔﺎﻧﯽ، واﺑﺴﺘﻪ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

* ﻣﻄﺎﻟﺐ نویسندگان، دﯾﺪﮔﺎه نشريه نمی‌باشد.

* نشريه در وﯾﺮاﯾﺶ ﻣﻄﺎﻟﺐ رﺳﯿﺪه، آزاد اﺳﺖ.

مطالب پربازدید ماه

ورود اعضا

ورود به بخش کاربری و یا ثبت نام اعضای جدید .

مسیر سایت

  • .:
  • بازدید امروز 1357
  • -
  • بازدید کل 2726404