داستان‌هاي بي‌شعوري من

 

سيد مهدي مرتضي‌زاده

 

 

از آن‌جا كه نشريات و جرايد، سهم بسيار زيادي در ساختار اخلاقي و رفتاري هر جامعه‌اي ايفا مي‌كنند؛ بر آن شدم تا از اين امكان استفاده كرده و قدمي هرچند كوتاه و ناچيز در مسير رسيدن به يك جامعه‌ي بهتر بردارم و شايد نوشته‌هايم تلنگري باشد به كساني كه مي‌خواهند جامعه‌ي بهتر داشته باشند ولي به هر دليل، كوتاهي مي‌كنند.
ماجراي نوشتن اين مطلب از آن‌جا شروع شد كه چند روز پيش، كتابي به نام «بي‌شعوري» نوشته‌ي «خاوير كرمنت» را از يك فروشنده‌ي كتاب خريدم و چون كتاب ديگري براي مطالعه‌كردن نداشتم، شروع به خواندن آن نمودم. با خواندن هر فصل از آن، انقلابي فكري در درونم شكل مي‌گرفت؛ تا اين‌كه با به پايان رسيدن فصل آخر، در افكار خود و آن‌چه در كتاب خوانده بودم، غرق بودم كه ناخودآگاه با خود زمزمه كردم «واقعاً من هم چه‌قدر بي‌شعورم»! پس بايد فكري براي اين بي‌شعوري خود مي‌كردم.

بيچاره نيستم من و در فكر چاره‌ام
بيچاره آن كسي است كه فكر چاره نيست

شايد زمان آن رسيده كه به اين بي‌شعوري خاتمه دهم. پس راهكارهاي زيادي را در ذهنم سنجيدم و به اين نتيجه رسيدم كه با نوشتن يك يا چند مقاله در يكي از جرايد محلي، اول به بي‌شعوري خود اعتراف كنم و بعد از تمام كساني كه به خاطر بي‌خردي‌هاي من به دردسر افتاده‌اند، عذرخواهي كنم و شايد كساني هم كه خداي ناكرده مثل من در دام بي‌شعوري گرفتار شده‌اند، تشويق شده و فكري براي رهايي خود از دام بي‌شعوري بكنند.
هر جامعه‌ي بشري، زماني در مسير شكوفايي و آسايش قرار مي‌گيرد كه افراد آن جامعه به سوي شعور و دانش، حركتي بكنند.
تمام گذشته‌ي خويش را مورد واكاوي قرار دادم و به اين نتيجه رسيدم كه گذشته‌ي من هر چه بوده، گذشته است. پس فكري براي حال و آينده بايد كرد ولي بايد يك مبدأ و نقطه‌ي آغازي براي كارم دست و پا مي‌كردم كه به خاطرم رسيد بعد از خانه، اولين مكان آموختن «دبستان» است و از آن‌جا كه فرزندم در يك دبستان، مشغول تحصيل مي‌باشد؛ من هم اولين اعترافات بي‌شعوري خودم را از جلوي اين دبستان آغاز مي‌كنم:
تازه فهميده‌ام كه چه‌قدر بي‌شعور هستم كه به توصيه‌ي مدير دبستان در اولين جلسه‌ي اوليا و مربيان كه بيش‌تر در قالب يك خواهش بود نه توصيه، توجه نكرده‌ام. ايشان گفته بود: «والدين محترمي كه با وسيله‌ي شخصي به دنبال فرزندان‌شان مي‌آيند، لطفاً ماشين خود را در خيابان اصلي پارك كرده و از ورود به كوچه‌ي مدرسه كه هم باعث ترافيك و مزاحمت براي ساكنين كوچه و هم خطر براي دانش‌آموزان مي‌شود، خودداري كنند». پس در اولين قدم به اين وسيله از تمام ساكنين محل و مدير و پرسنل دبستان كه بنده به دليل بي‌توجهي و بي‌شعوري، سبب ناراحتي آنان شده‌ام؛ عذرخواهي مي‌كنم و از اين پس، تمام سعي خود را خواهم كرد كه مانند يك فرد باشعور عمل كنم.

 

 


نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب پربازدید امسال

مطالب اخیر

درباره ما

 

هفته نامه‌ي اجتماعي، سياسي « طلوع خراسان »

ﺻﺎﺣﺐ اﻣﺘﯿﺎز و ﻣﺪﯾﺮﻣﺴﺌﻮل: اﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺷﻮﺷﺘﺮي

دفتر مرکزی: خراسان جنوبي - قاین - خ امام رضا (ع) - جنب بانک کشاورزی مركزي

ایمیل: tolueqaenat[at]yahoo.com

صندوق پستی: 156

دفتر تحريريه: 32525090

دفتر تبليغات: 32531234

ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ اﻧﺤﺼﺎري ﭘﺬﯾﺮش ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت در اﺳﺘﺎن ﺗﻬﺮان: ﺷﺮﮐﺖ ﻧﺸﺮ ﺑﯿﻠﺒﻮرد ﻋﺮش ﻃﻼﯾﯽ ﮐﯿﺶ 88546630


***


* «ﻃﻠﻮع خراسان» نشريه‌اي ﻣﺮدﻣﯽ اﺳﺖ و ﺑﻪ ﮔﺮوه ﯾﺎ ارﮔﺎﻧﯽ، واﺑﺴﺘﻪ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

* ﻣﻄﺎﻟﺐ نویسندگان، دﯾﺪﮔﺎه نشريه نمی‌باشد.

* نشريه در وﯾﺮاﯾﺶ ﻣﻄﺎﻟﺐ رﺳﯿﺪه، آزاد اﺳﺖ.

مطالب پربازدید ماه

ورود اعضا

ورود به بخش کاربری و یا ثبت نام اعضای جدید .

مسیر سایت

  • .:
  • بازدید امروز 193
  • -
  • بازدید کل 2636111