قاينات و چالش‌هاي انتخاب مديران

بومي يا غير بومي

 

تعيين و تغيير مديران در هر سطحي و هر جايي، به‌خصوص در شهرستان‌ها، با مسائل خاص خود، همراه است. گاه ديده مي‌شود كه به‌دليل برخي مسائل خاص، انتخاب و انتصاب مدير براي يك اداره، مدت زيادي به طول مي‌انجامد.
مي‌توان گفت در كشور ما، در دو مقطع، با تغيير و تحول در سطح مديران شهرستان، مواجه مي‌شويم.
مقطع اول، تغيير نماينده‌ي شهرستان است كه اگر به هر دليل، خط فكري و سياسي مديران، هم‌سو با نماينده نباشد و مديران نتوانند با نماينده، هم‌گام باشند؛ نماينده مي‌تواند ضمن هماهنگي با مديران ارشد در استان و كشور، زمينه‌ي تغييرات در سطوح مديريتي شهرستان را فراهم كند.

شايد عده‌اي بگويند كه نماينده، حق دخالت در عزل و نصب مديران را ندارد اما تجربه، ثابت كرده است كه به هر حال، نماينده در اين‌گونه تغييرات، مؤثر است.
مقطع دوم، تغيير رئيس‌جمهور و دولت است كه تغييرات و جابه‌جايي مديران در سطح كشور، صورت مي‌گيرد و با استقرار دولت جديد، شاهد تغيير در سطح مديران ارشد استاني و به‌تبع آن، شهرستاني خواهيم بود.
امسال براي قاينات، سال خاصي است؛ زيرا علاوه‌بر تغيير نماينده در سال گذشته و تغيير دولت در امسال، شاهد تغيير تركيب شوراي شهر قاين نيز هستيم كه در هر سه مورد، تركيب منتخب يا منتخبين جديد، از بسياري جهات، با تركيب قبلي، تفاوت‌هاي اساسي دارد.
اما هدف از بيان اين مقدمه، سخن‌گفتن درمورد لازم‌بودن يا لازم‌نبودن تغييرات نيست؛ بلكه بررسي مسئله‌ي ديگري است كه در شهرستان‌هايي مانند قاينات، همواره مناقشه‌انگيز بوده است و آن مسئله، بومي يا غيربومي بودن مديران است.
در قاينات، همواره - به‌خصوص در سال‌هاي اخير- بحث بومي و غيربومي بودن مديران، داغ بوده است و هركدام از مخالفان و موافقان اين امر، استدلال‌هاي خاص خود را در اين رابطه، ارائه داده‌اند.

مخالفان‌ِ استفاده از نيروهاي بومي به‌خصوص در سطوح عالي و مهم مديريتي شهرستان، معتقدند كه در طول سال‌ها و ادوار گذشته، انتخاب مدير بومي، بيش‌تر بر اساس نزديكي و همراهي با نماينده بوده است و نه شايستگي و توانايي‌هاي مديريتي. اين امر، سبب شده است كه اقدامات اساسي، كم‌تر انجام شود و او، برنامه‌ي كاري خود را بر اساس خواسته‌ها و منويات نماينده، تنظيم و اجرا كند و از توان تمام نخبگان و فعالان شهرستان در حوزه‌ي كاري خود، كم‌تر بهره بگيرد.
همچنين به‌دليل اين‌كه وي از پشتيباني نماينده، مطمئن است؛ انتقاد به عملكرد خود را كم‌تر برمي‌تابد و فضا براي منتقدان، تنگ مي‌شود.
از سوي ديگر، مخالفان نماينده نيز تمام توان خود را براي ناكارآمد جلوه‌دادن و اصطلاحاً به زمين‌زدن چنين مديري، به‌كار مي‌گيرند كه باعث مي‌شود امور مديريتي و اجراي پروژه‌ها و برنامه‌هاي مهم شهرستان، با مشكل اساسي، مواجه گردد.
از طرف ديگر، حفظ چنين مديري براي نماينده، جنبه‌ي حيثيتي پيدا مي‌كند و وي به‌دليل اين‌كه در مقابل مخالفان خود، ضعف نشان ندهد؛ از مديراني كه با پشتيباني وي بر سر كار آمده‌اند، حمايت مي‌كند كه اين امر، سبب مي‌شود حتي در صورتي كه ضعف مديران بر همگان، واضح باشد؛ تغيير آن‌ها، امري دشوار باشد.
از نظر مخالفان‌ِ استفاده از نيروهاي بومي، چون فضاي قاينات به‌شدت سياست‌زده است؛ اگر مدير، بومي باشد؛ بر اساس همين فضا، عمل خواهد كرد ولي مدير غيربومي، كم‌تر تحت‌تأثير اين فضا، قرار مي‌گيرد و راه براي حضور همه‌ي سلايق، افكار و نيروها در صحنه‌هاي مختلف مديريتي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و... هموارتر خواهد بود.

اما موافقان‌ِ استفاده از نيروهاي بومي، معتقدند كه قاينات، افراد شايسته‌ي بسياري دارد كه نشان داده‌اند درصورت اعتماد به آن‌ها و فراهم‌شدن فضاي مناسب، توانايي به‌عهده‌گرفتن مديريت را حتي در سطوح عالي دارند. اين افراد به مديران قايني -كه در سطوح مياني و عالي مديريت سازمان‌ها و ادارات مختلف كشور، حضور دارند- اشاره مي‌كنند و اين‌كه بيش‌تر اين افراد حاضرند كه در زادگاه خودشان، خدمت كنند؛ ولي امكاني براي حضور آنان، فراهم نمي‌شود.
اين گروه، مخالفان‌ِ استفاده از نيروهاي بومي را به سياسي‌كاري، متهم مي‌كنند و اين‌كه به‌دلايل سياسي و نه مديريتي، استفاده از مديران بومي را برنمي‌تابند. آنان معتقدند كه قصد مخالفان‌ِ به‌كارگيري نيروهاي بومي، ناكارآمد نشان‌دادن نماينده يا فرد و ارگاني است كه مدير را منصوب مي‌كند.
از نظر اين گروه؛ مخالفان با كارشكني و سنگ‌اندازي، فضايي را فراهم مي‌كنند كه نه‌تنها مديران بومي فعلي، از صحنه خارج گردند؛ بلكه بسياري از افراد دلسوز، پرتوان و شايسته‌ي بومي نيز به‌دليل همين فضاي مسموم و شرايط بد ايجادشده، تمايلي به قبول پست‌هاي مديريتي در سطح شهرستان نداشته باشند.
اين افراد، اشاره مي‌كنند كه چند نهاد در سطح شهرستان، با سرپرست، اداره مي‌شود و جالب اين‌كه برخي از اين سرپرست‌ها -كه بومي نيز هستند- تمايلي براي قبول رياست ندارند يا افراد بومي كه براي تصدي مديريت اين اداره‌ها، درنظر گرفته مي‌شوند؛ از قبول مسئوليت، خودداري مي‌كنند و وقتي با آنان درباره‌ي علت اين امر، صحبت مي‌شود؛ بيش‌تر آن‌ها بيان مي‌كنند كه به‌ همان دلايلي كه ذكر شد، فضا را براي كار و فعاليت، مناسب نمي‌دانند.
همچنين موافقان‌ِ استفاده از نيروهاي بومي، معتقدند كه اگر نگوييم همه‌ي مديران غيربومي، حداقل بخش قابل‌توجهي از آنان، داراي سابقه و تجربه‌ي بالا و چنداني نيستند و مديريت در شهرستاني مانند قاينات، براي آنان در حكم كسب تجربه و سابقه است و اين امر براي شهرستان، با صرف هزينه، همراه است. درواقع، توان و امكانات شهرستان، در خدمت مديراني قرار مي‌گيرد كه بيش از دلسوزي براي قاينات، درصدد افزايش توان مديريتي خود هستند يا با انجام برخي اقدامات نمايشي و روبنايي، قصد مطرح‌نمودن خود به‌عنوان مديري توانا را دارند و به‌نوعي به قاينات، به‌عنوان سكوي پرش خود براي دست‌يابي به پست‌هاي بالاتر مديريتي مي‌نگرند يا اين‌كه مديراني هستند كه در سال‌هاي آخر خدمت خويش، قرار دارند و براي برخورداري از امكانات و امتيازات، حاضر به قبول سمت‌هاي مديريتي در شهرستان شده‌اند و به همين دليل، اهل ريسك يا انجام اقدامات خاص، دشوار و مناقشه‌برانگيز نيستند و مي‌خواهند بدون دردسر، چند صباح باقي‌مانده‌ي مديريتي خود را سپري كنند و بازنشسته شوند.
از نظر موافقان‌ِ استفاده از نيروهاي بومي، هزينه و تبعات اين امر، بر دوش مردم قاينات است. به‌نظر آنان، اگر قرار است بهره‌گيري از مديران غيربومي، اين‌گونه باشد؛ چرا همين هزينه، صرف مديران بومي نشود؟
آن‌چه در اين ميان، اهميت دارد؛ اين است كه در ساليان گذشته و خصوصاً سال‌هاي اخير، قاينات در تمام سطوح مديريتي، تجربه‌ي استفاده از نيروها و مديران بومي و غيربومي را داشته است. بي‌شك در شرايط برابر و يكسان، اكثر افراد، ترجيح مي‌دهند كه از توان و تجربه‌ي مديران بومي، بهره گرفته شود كه قطعاً دلسوزي بيش‌تري نسبت به شهرستان دارند، با مسائل و مشكلات شهرستان، بيش‌تر آشنا هستند و اصطلاحاً «زير و بم» كار در قاينات را بهتر مي‌دانند.

بنابراين افراد و گروه‌هايي كه در انتخاب مديران، نقش دارند؛ بايد تجربياتي را كه در طول سال‌هاي گذشته، كسب شده است؛ درنظر بگيرند تا اين امر، به معضل تبديل نشود و سبب نگردد تا برخي پست‌هاي مديريتي در شهرستان، خالي بماند؛ كه در اين صورت، هزينه و اثرات منفي آن براي قاينات، زياد و جبران آن، مشكل خواهد بود.
بي‌شك آن‌چه بيش از همه، اهميت دارد؛ كارآمدي، لياقت و توانايي مديران است و بومي و غيربومي بودن در اولويت بعدي، قرار مي‌گيرد. البته بايد شرايطي فراهم شود تا درصورت به‌كارگيري مديران غيربومي، اين مديران داراي توان‌مندي بالايي باشند و زمينه‌اي فراهم شود تا در مدت حضور آنان در شهرستان، امكان انتقال توان و تجربه‌ي اين مديران به نيروهاي بومي حاضر در مجموعه‌ي مديريتي آنان، فراهم شود.

 

 


نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب پربازدید امسال

مطالب اخیر

درباره ما

 

هفته نامه‌ي اجتماعي، سياسي « طلوع خراسان »

ﺻﺎﺣﺐ اﻣﺘﯿﺎز و ﻣﺪﯾﺮﻣﺴﺌﻮل: اﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺷﻮﺷﺘﺮي

دفتر مرکزی: خراسان جنوبي - قاین - خ امام رضا (ع) - جنب بانک کشاورزی مركزي

ایمیل: tolueqaenat[at]yahoo.com

صندوق پستی: 156

دفتر تحريريه: 32525090

دفتر تبليغات: 32531234

ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ اﻧﺤﺼﺎري ﭘﺬﯾﺮش ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت در اﺳﺘﺎن ﺗﻬﺮان: ﺷﺮﮐﺖ ﻧﺸﺮ ﺑﯿﻠﺒﻮرد ﻋﺮش ﻃﻼﯾﯽ ﮐﯿﺶ 88546630


***


* «ﻃﻠﻮع خراسان» نشريه‌اي ﻣﺮدﻣﯽ اﺳﺖ و ﺑﻪ ﮔﺮوه ﯾﺎ ارﮔﺎﻧﯽ، واﺑﺴﺘﻪ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

* ﻣﻄﺎﻟﺐ نویسندگان، دﯾﺪﮔﺎه نشريه نمی‌باشد.

* نشريه در وﯾﺮاﯾﺶ ﻣﻄﺎﻟﺐ رﺳﯿﺪه، آزاد اﺳﺖ.

مطالب پربازدید ماه

ورود اعضا

ورود به بخش کاربری و یا ثبت نام اعضای جدید .

مسیر سایت

  • .:
  • بازدید امروز 1381
  • -
  • بازدید کل 2726428